روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی به قلم فرید زکریا که خبرگزاری فارس ترجمه آن را منتشر کرده، نوشت: آنچه زمانی بهعنوان اشتباه راهبردی باراک اوباما در پرونده «خط قرمز سوریه» شناخته میشد، امروز در مقایسه با عملکرد دونالد ترامپ در قبال ایران، بیشتر شبیه نمونهای از «سیاستگذاری محتاطانه» به نظر میرسد.
اوباما پس از تهدید به اقدام نظامی در صورت استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه، در نهایت تصمیم را به کنگره واگذار کرد؛ اقدامی که در آن زمان با انتقادات شدید جمهوریخواهان از جمله مارکو روبیو و لیندسی گراهام مواجه و «آسیب به اعتبار آمریکا» توصیف شد. در آن زمان، دونالد ترامپ نیز این وضعیت را «یک فاجعه» توصیف کرده بود.
چرخش اوباما در موضوع خط قرمز، اکنون در مقایسه با آنچه از زمان آغاز جنگ با ایران مشاهده شده، بیشتر شبیه نمونهای از سیاستگذاری محتاطانه به نظر میرسد. هفته گذشته، ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت: اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از این لحظه، تنگه هرمز را بهطور کامل و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده آمریکا نیروگاههای مختلف آن را هدف قرار داده و نابود خواهد کرد و از بزرگترین آنها شروع میکنیم.
ادامه ماجرا نیز تا حد زیادی روشن است؛ ایران از این تهدید عقبنشینی نکرد و به حملات خود و بستن تنگه ادامه داد. واکنش ترامپ چه بود؟ او بهسرعت عقب نشست و اعلام کرد هرگونه اقدام علیه زیرساختهای انرژی را برای پنج روز به تعویق انداخته است. او همچنین مدعی شد که بهطور ناگهانی آمریکا و ایران در حال انجام گفتوگوهای سازنده هستند. این در حالی است که ایران وجود چنین مذاکراتی را رد کرد. اکنون ترامپ میگوید این توقف را یک هفته و نیم دیگر نیز تمدید میکند.
اکنون روشن شده که ترامپ با معیار ثابتی ارزیابی نمیشود. هنگامی که او اعلام میکند تعرفهها را به ۱۳۰ درصد افزایش خواهد داد، یا بزرگترین میدان گازی ایران را نابود میکند، یا اینکه جنگ تقریبا بهطور کامل پایان یافته است، هیچیک از این اظهارات لزوما معنای مشخصی ندارند. این گفتهها ممکن است به سیاست واقعی تبدیل شوند یا نشوند، یا شاید تنها برای یک روز یا یک هفته اعتبار داشته باشند و سپس تغییر کنند.
حامیان ترامپ مدعیاند این آشفتگی مواضع نشانه «نبوغ راهبردی» اوست و باعث میشود طرف مقابل غافلگیر شود. اما در واقع این آشگفتی هربار به یک دلیل زودگذر رخ میدهد. در موضوع ایران، دیگر این ترامپ نیست که تصمیم میگیرد، بلکه تهران نیز در این معادله نقش دارد و در حال حاضر تصمیم گرفته به جنگ ادامه دهد. برای جهان، دیگر چیزی به نام «اعتبار آمریکا» وجود ندارد، بلکه وضعیت به یک نمایش تلویزیونی عجیب شباهت پیدا کرده است که در آن بازیگر اصلی با تغییر مداوم مواضع، تلاش میکند بحرانهایی را که خود ایجاد کرده مدیریت کند.
ترامپ به استفاده از قدرت عظیم آمریکا عادت کرده است؛ کشورهایی را که تمکین نمیکنند مجازات میکند و به کشورهایی که همراهی میکنند پاداش میدهد. اما در این مسیر، اعتباری را که طی دههها شکل گرفته، برای دستاوردهای کوتاهمدت -و گاه حتی در راستای منافع تجاری خانواده خود- هدر میدهد. با این حال، در مورد ایران، به نظر میرسد با حریفی روبهرو شده که حاضر نیست مطابق قواعد او بازی کند.